KhooooooooooooooooooooooooooooooDa CheRa InJoooRi KaRDi ?????
CheRaaaaaaaa BanDaTo aZiaT MiKoniiiiiii ?????
تو چی ؟ اگه این مطلب و می خونی
واسم بنویس هر چی رو که نتونستی
تا حالا بهم بگی ...
عاشقتم .

تورو نباید می دیدم از همون روز اولی که شدم عاشق نگاهت شدم راقب چشات ![]()
منم یه راه نجات از چشات نداشتم و ارتباط و برقرار کردم از دم .![]()
قلبم هر دم واسه تو می زد نگفتم سمتم برگرد همه اطرافیان من سردن از من ![]()
بعد باریدن چشام از غم هر شب بهم گفت تورو اصلا نبخشم ... ![]()
تو نارفیق شب هامی که من دارم تو حوالی اسمونا میمیرمو ... ![]()
میدونم اصلا نداره حال من ارزش تو برو ولی حرفای تو یاده من هستش .. !! ![]()

سلام . از امروز این وبلاگ کار خودشو شروع میکنه . خوب امروز اولین داستان که می خوام واستون بنویسم به اسم من عاشقم است .. که سر نوشت ۲نفر عاشق است ..
محمد و سارا کسانی هستند که ... ( دیگه داستان و دنبال کنین )
چشامو باز می کنم هوا یکم روشنه !! ساعتمو نگاه میکنم و میگم : هنوز خوابه !!! بلند میشم و یه نگاهی به دور ورم میندازم .. ۵ دقیقه میگزره و من هنوز دارم فکر میکنم .. حالا رفتم صورتمو شستم و اومدم ~ باز چشمم به اتاق میوفته و خاطرهای زیادی از جلو چشم رد میشن ... ساعت شده ۸:۳۰ و من هنوز نمی خوام بیدارش کنم !! میرم یه چیزی میخورم و بر میگردم .. حالا دیگه ساعت ۹ شده !! زنگ گوشیم بلند میشه و شمارشو میبینم ! با خوشحالی جواب میدم ..
محمد : سلام سلام !
سارا : سلام . خوبی ؟
محمد : هنوز که زندم .. تو خوبی خانومی ؟
سارا : اره عزیزم ..
محمد : اینجوری نگو عزیزم .. رو دل میکنم
سارا : می دونی الان چند وقته مثل قبل نبودیم !!
محمد: خوب مگه قبلان چجوری بودیم ؟؟
سارا: یعنی تو نمی دونی ؟
محمد: خوب میدونممم ..
سارا: میخوام یه کارایی کنیم که نه مامان من انقدر گیر نده هم اینکه تو راحت بشی ..
محمد: مامان تو دلش میسوزه تو باید بهش حق بدی اما خوب اونم زیادروی کرده ..
سارا: ببین می خوام امشب باهم باشیم تا صبح ..
محمد: امشب تهران و باهم میگردیم عزیزم ..
سارا: تومیخوای منو دیونه خودت کنی با این کارات
محمد: مگه حالا دیونم شدی کلک ؟؟
سارا: خودت بهتر میدونی ...
برای خوندن بقیه داستان به ادامه ی مطلب بروید ..

ادامه مطلب
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار![]()
عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز![]()
عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او
عشق يعني مهتاب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت..شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق![]()
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن![]()
نمیدونم که چرا اینارو مینویسم ولی مینویسم..............![]()

تقدیم به تو گلم !!
فقط برای ۱ نفر ...
فقط برای یک نقر زندگی کردن ...
زندگی و شادی رو با یک نفر تقصیم کن ...
شاد بودن دلیلش تویی و تو هستی خوب ما شادیم ...
عشق تو زندگی باعث شادی و ارامش میشه ...
همه چیزتو با یه نفر تقصیم کن و عاشق همون یک نفر باش ...
با جرات برای اون یک نفر بمیر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
قلب تو رو به چی تشبیه کنم ؟ به نظرت جایی به این زیبایی وجود داره ؟ به نظرم میشه گفت خونه ی مادربزرگه !! چرا ؟ چون ارامش داری .. چون وقتی می دونی که اسمت تو قلبش دیگه هیچی کم نداری !
اره انقدر زیباست که نمیشه به هیچی تشبیه کنم .. همه ی دنیا رو بهم بدن . همه ی خوبی ها همه ثروت دنیا رو هم بهم بدن با یک تار موی قشنگت عوض نمی کنم !
قلب تو =====> عشق + صداقت + معرفت = عاشق !!!!
+
من ======> عشق + صداقت + معرفت = عاشق !!!!
=
۲ نفر به معنای عشق ~ ۲ نفر عاشق ~ ۲ نفر به معنای ۱ نفر

روزی از روزای معمولی اومد دختری از راه عشق ...
با صورتی معصوم و چشمای زیبا با نگاهی اغشته از محبت ... از تو نگاهش میشد فهمید چیزی داره که هیچکس نداره ! یعنی اون چیه ؟؟
نه نه نباید عجله کنم می خوام غرق نگاه عاشقش بشم ! می خوام فدای اون صورت معصوم بشم ! ااااا واسه چی می کی بهم نگو ؟ چرا نمی خوای من فدات بشم ؟
خدا تو بهم بگو چرا ؟ یعنی نمی شه جونمو بدم واسه عشقم ؟ خوب اگه نمی شه که من دیگه کاری نمی تونم بکنم واسش ....
ای دختر معصوم و زیبا .. فرستاده شده از درگاه خدا !! :
تو نیستی ادم مثل ما ! تو اومدی از سمت خدا تو فرشته ی هستی که خدا فرستادتش تو زمین .. نمی دونم واسه چی اما مطمئنم که میفهمم !!
سر در قلبم نوشتم که جز عشقم همه جونمو سرشتم کسی رو راه ندم تو بهشتم
از طرف عشقت به تو !

